simulator

231

جمعه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۷، ۱۲:۵۹ ب.ظ
به واسطه کار جدیدی که میرم دنبالش باید برم سر ساختمون
دیروز با یعقوب آشنا شدم.اتفاقا همشهریم بود...
جوون ساده و مهربان و کاری
یه جا که کار ما گیر کرده بود و ربطی هم به اون نداشت اومد کمک کرد و وقتی واقعا گیر کرده بودیم به رفیقم گفت جوش نزن...درست میشه و یه ترانه ای رو زمزمه کرد
خیلی برام جالب بود این روحیه...با تمام سختی ها و بدبختی هایی که داری اگه این طوری باشی خیلی مردی واقعا:)
۹۷/۰۶/۱۶
Simulator

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی