simulator

۷ مطلب در آذر ۱۳۹۶ ثبت شده است

یکی از فلسفه های اصلی پدرم این بود: اصلن اهمیتی ندارد که چقدر باهوش هستید باید نداشتن تجربه مهارت هوش یا توانایی های ذاتی را با تلاش زیاد و سخت کوشیتان جبران کنید.اگر رقیب شما باهوش تر با استعداد تر یا با تجربه تر است فقط لازم است سه یا چهار  برابر سخت کوش تر از او باشید تا بتوانید شکست اش دهید

۰ نظر ۲۵ آذر ۹۶ ، ۲۳:۵۱
Simulator


آیا شنیده اید که میگویند: آن که آهسته و پیوسته برود برنده میشود؟

آیا داستان لاک پشت و خرگوش را شنیده اید؟

خانوم ها آقایان! من مثل آن لاک پشت هستم.اگر به من وقت کافی دهید هر کسی را در هر زمانی و در هر رقابتی شکست میدهم.چرا؟

نه به این خاطر که بهترین یا باهوش ترین یا سریع ترین شخص هستم بلکه به این خاطر پیروز خواهم شد که عادت های مثبتی را در خودم پروزش داده ام و در به کار بستن آن عادت ها ثبات و پایداری دارم

۰ نظر ۲۵ آذر ۹۶ ، ۲۳:۴۲
Simulator
ادمی به امید زنده هست
هر چقدر شکست خوردم و عقب موندم رو میزارم کنار و به عنوان تجربه بهش نگاه میکنم و سعی میکنم به جلو حرکت کنم
روزی نهایتا سه صفحه از کتاب اثر مرکب رو میخونم و توی زندگیم پیاده میکنم و نتیجشو اینجا مینویسم
باید تمرکزم بره بالاتر و هدفام یادم نره
۰ نظر ۲۵ آذر ۹۶ ، ۰۵:۲۹
Simulator

عقیده من اینه که با داشتن یکسری صفت ها که کاملا توی وجودت باشه و عمیقا بهشون ایمان داشته باشی و عمل کنی میشه به موفقیت رسید

تعدادشون زیاده

چیزایی که الان به ذهنم میرسه:

صبر

دقت

تمرکز

استقامت

پشتکار

امید

تمرین زیاد

تقوا

نظم

و غیره

همه اینا لازم نیست.حتی به نظرم اگریکیشون به طور کامل پیاده بشه میشه به موفقیت رسید

من برا شروع تمرکز رو انتخاب میکنم

باید تموم روز رو متمرکز بود روی هدفی که داری

باید هر انتخابی که پیش میاد بتونی تشخیص بدی راه درست چیه و با قدرت اجراش کنی

تموم کارامو از این فیلتر رد میکنم و نتیجشم اینجا مینویسم

۰ نظر ۱۳ آذر ۹۶ ، ۰۶:۳۲
Simulator

امروز سر صبح به طور اتفاقی یکی از رفقا vid تعارفمون کرد و منم قبول کردم

نسبت به چند دفعه قبل که تست کردم دوزش بیشتر بود.خیلی خیلی اثر گذاشت

سرگیجه شدید داشتم.ذهنم قفلی میزد رو هر موضوعی که بهش فکر میکردم

احساس اینو داشتم که جونم داره از نوک انگشتای پام خارج میشه

احساس اتیش گرفتن رون های پام و یخ زدن پشتم و بازوهامو داشتم

استرس شدید داشتم که نکنه اخرین لحظات عمرمه

تجربه ی خیلی خوبی بود

در همون حالت سه تا تصمیم اساسی گرفتم

البته یکی دوباره با ناکامی مواجه شد

ولی از دوتای دیگه به خوبی مراقبت میکنم و اون یکی رو هم سعی میکنم اصلاح کنم


۰ نظر ۱۳ آذر ۹۶ ، ۰۵:۲۱
Simulator


به دهنم رسید که  پنج سال دیگه یا مثلا بیست سال دیگه به اوضاع الانم فکر کنم میخوام چی بگم به خودم؟

وقتی همین الان به مشکلاتی که جلو راهمو گرفته مضحک میان اونوقت چند سال دیگه چی میخوام بگم؟

هر روز بیشتر میفهمم که راه رو اشتباه رفتم و دوست دارم به این یقین برسم یعنی از عمق قلبم این احساس رو داشته باشم که میتونم جبرانش کنم

خدایا ازت ممنونم هرچند که بنده قدر نشتاسی هستم بخاطر همه چیزایی که دارم و اصلا برام به چشم نمیان



۰ نظر ۱۱ آذر ۹۶ ، ۰۸:۱۳
Simulator
بعضی موقع ها بدجورکم میارم
شدیدا از لحاظ روحی کم میارم و خودمم میشم باعث سلب آرامش خودم
این اواحر دیگه خیلی زیاد شده این مشکل و نمیخوام اینجوری ادامه بدم
تنهایی سخته
مخصوصا توی این سن.آدم هزارتا نیاز داره که احساسات هم قاطیش شده و کلا اگه پا کج بزاره حسابی گند میزنه
ولی همیشه باید در حال تغییر بود
باید به فکر این باشم که دو سال دیگه حسرت این روزا رو نخورم
از این به بعد بیشتر مینویسم
باید واقعا همت کنم و خودم رو راضی تر از این گه دارم
۰ نظر ۰۹ آذر ۹۶ ، ۲۳:۲۸
Simulator