simulator

۱۲ مطلب در آبان ۱۳۹۶ ثبت شده است

یه جوون 22 ساله هستم با کلی آرزوهای مختلف

بین جوونای همین خودم هستم و دوست دارم خودم رو به نوعی به همه نشون بدم
حی برتری حس جذب حس مفید بودن
۰ نظر ۲۸ آبان ۹۶ ، ۲۰:۴۳
Simulator

شدیدا دپرس میشم جدیدا

برای چند لحظه یا چند ساعت شدیدا بهم میریزم و فکر انصراف و خودکشی و هزاران کار دیگه میاد به سرم

ولی باز یه مدت که میگذره پشیمون میشم و میشم مثل قبل

ساعت 4.30 بود که حسین اومد توی نماز خونه باهاش مشغول صحبت شدم

چقدر خوشم میاد از روحیه این بشر و چقدر دوست داشتنیه این نگاهش به زندگی و دانشگاه

میگفت درسام همشون خیلی قشنگن و خیلی باهاش حال میکنم

وقتی داشت درساشو توصیف میکرد با خودم گفتم درسای من که خیلی اسون تره 

چرا اینقدر خودم و خانوادمو اذیت میکنم

چرا یه بار مثل مرد نمیچسبم به درسا و زندگی

باید امیدوار باشم 

امید

امید 

امید

۰ نظر ۲۷ آبان ۹۶ ، ۰۴:۴۶
Simulator
زندگی به طرز فجیعی دردناک شده
از طرفی میدونم همه این غم و غصه ها الکی هست و ساخته ذهن خودم و محیط اطراف و ....
از تحقیر شدن توسط بقیه شدیدا بدم میاد و الان زیاد شده حجمش
به هر حال دوباره شروع میکنیم.دوباره سعی  میکنم که شروع کنم
با کتاب اثر مرکب
مشکلاتمو مینویسم شاید نتیجه ای گرفتم.قطعا میتونم نتیجه بگیرم
باید این روحیه که قبل هر کاری میگم نمیشه و غیر ممکنه و ... رو بزارم کنار
اولین درس از کتاب اثر مرکب:توی هر چیزی ضعیف هستی براش وقت بزار 
صبح تا شب روش کار کن تا نتیجه بگیری
۰ نظر ۲۶ آبان ۹۶ ، ۱۲:۵۳
Simulator

شروع جدید
کاملا در سکوت طراحی وب رو شروع میکنم بدون اینکه هیچکس بفهمه
با تمرکز و برنامه
بدون هیچ چشم داشتی
حرفه ای کار کن
۰ نظر ۲۶ آبان ۹۶ ، ۰۲:۱۹
Simulator

تغییر

دایما دارم حال خودمو بد میکنم.باید اوضامو درست کنم

امشب علی گفت یکی باید جلو منو بگیره تا تورو نندازم بیرون

باید خودمو اماده کنم.باید انتقام بگیرم.باید بخونم.فقط بخونم

یه ساعت استراحت میکنم و ادامه میدم مثل مردی که تحقیر شده و میخواد جبران کنه

۰ نظر ۱۹ آبان ۹۶ ، ۲۰:۵۶
Simulator

تا اینجا ریدم قبول

همش تقصیر خودم بوده.بهونه های الکی.خانواده عالی بودن.چیزایی که من میخواستم بیش از حد بوده و هست

حالا من چی کار کردم؟

با شرایطی که داشتم 

با دانشگاه و محیط خوبیی که بودم چیکار کردم؟

از کل این محیط دانشگاه فقط از قسمت فاسد و کثیفش خوشم اومد!

حالا اومدم برای جبران.نمیخام مثل کسی باشم.میخام خودم باشم.میخام ایده ال خودم باشم.میخام بهتر زندگی کنم

نمیخام ناامید باشم

خستم... ولی یه خسته ی هدفدار

کسی که میخاد یکسری چیزا رو عملی کنه

۰ نظر ۱۹ آبان ۹۶ ، ۰۳:۲۵
Simulator
باور هاست که انسان رو میسازه
البته نمیشه با قطعیت گفت و به نظرم خیلی مهمه
اینکه من دائما چندین ماه با خودم 
۰ نظر ۱۰ آبان ۹۶ ، ۰۸:۵۸
Simulator

چقدر این قضیه جنس مخالف سخته:/

یکی رو حس میکردم دوست دارم و الانم حس میکنم:(

البته همین حس دوست داشتن هم کلی بحث داره

ولی حالا به هر حال نشد که بشه

و الان میدونم با یکی دیگه ارتباط داره

و تنها حسی که دارم حسودیه!

یعنی میگم یا با من یا هیچکی:|

و متاسفانه هیچکاری هم نمیشه کرد

و همین مساله باعث شده راندمان ذهنم نزدیک به صفر بشه

و باید بگردم دنبال راه چاره که فکر کنم بهترینش صبر کردن برا فراموشی هست

۰ نظر ۰۶ آبان ۹۶ ، ۲۳:۴۷
Simulator
روزها چقدر زود میگذرن:)
هشت ماه از سال 96 گذشت
انصافا انگار همین دیروز بود که همه میگفتن سال 95 اصلا خوب نبود و امیدواریم سال 96 به خوبی تموم بشه....تموم شد:)
و عمر هست که به این سرعت میگذره و من هنوز سردرگمم
هنوز به خودم کنترل ندارم وچه بسا که سالیان دیگه طول بکشه و هنوز به خودم کنترل نداشته باشم

میخوام به شکل جدی یه برنامه دیگه رو شروع کنم
بستر اصلیش کتاب اثر مرکب هست و دایما به 5 لغت دیگه هم فکر میکنم:صبر،دقت،سخت گیر،ایمان،اراده
سخت به نظر میاد ولی روش کار میکنم
مطمئنم نتیجه میده
۰ نظر ۰۵ آبان ۹۶ ، ۱۵:۲۸
Simulator
تنها در اتاق نشسته ام و به گذشته فکر میکنم
به این فکر میکنم که چه کسی میتواند من را از این منجلاب نجات دهد
چه کسی میتواند مربی من در این جنگ سرنوشت ساز باشد
جنگ با شهوت و سستی 
جنگ با سیاهی و تاریکی و ناامیدی
جنگ با شیطان
چگونه میتوانم بر ذهنم غلبه کنم و ان را به چنگ خود دربیاورم
۰ نظر ۰۴ آبان ۹۶ ، ۱۲:۴۵
Simulator