simulator

۸ مطلب در آذر ۱۳۹۵ ثبت شده است

خدایاشکرت

خیلی راضی ام از زندگی و اوضاع خوب پیش میره

فقط نیاز دارم به یه برنامه ریزی که بهتره رو کاغذ انجامش بدم و اینجا نذارم فقط باید بررسی کنم دائما

باید از کتابخونه لذت ببرم.یه گوشه دنج و خوندن و خوندن و خوندن و کد زدن.چه لذتی داره که خودت پیشرفت کنی وباعث بشی اطرافیانت هم پیشرفت کنن

خدایا عاجزانه ازت میخام خودت کمک کنی تا ناامید نشم و به سمت هدفهام برم

کمکم کن کمتر حرف بزنم و سنگین تر رفتار کنم

کمک کن تمرکز کنم رو خوب بودن خوب شدن

کمک کن یادم نره چی میخام و چیزایی که میخام رو دقیق ثبت کنم

چیزی که میدونم اینه که لذت میبرم از اینکه یه گوشه دنج کتابخونه بشینم و همش بخونم و کد بزنم

درس خوندن واقعا لذت بخشه:)

۰ نظر ۳۰ آذر ۹۵ ، ۰۲:۲۸
Simulator

برای اولین بار میخوام خودم یه پروژه رو شروع کنم و صفر تا صدشو بنویسم

نوشتن پروژه صبر و حوصله میخواد و یسری توانایی های آدم رو تقویت میکنه

افسوس که اون دورانی که باید خودمو نشون میدادم نشون ندادم!

تنبلی کردم و یا از رو بی حوصلگی نرفتم پیشو بگیرم و حرفه ای بشم ولی هیچ وقت دیر نیست

محکم میخونم و با برنامه و لذت میبرم و به هدفم میرسم:)


بعدا نوشت:آخه پسر خوب:/

اینا چه افکار پوسیده ای هست که داری.طرف با 70 سال سن توسعه دهنده iosهست بعد تو با بیست سال داری افسوس دوران گذشته رو میخوری؟!!!

به خودت بیا گوسفند...طرز فکرتو عوض کن

۱ نظر ۲۹ آذر ۹۵ ، ۰۱:۳۸
Simulator

هدفت که معلومه

همه جا هم که داری جار میزنی پس برنامه ریزی کن و بخون

برنامه ریزی مهمه

با انگیزه بخون و با انگیزه درس بده

۰ نظر ۲۸ آذر ۹۵ ، ۰۳:۵۹
Simulator

تسلط با تکرار و تمرین زیاد بدست میاد و البته با تکرار و تمرین موندگار میشه

عجب جمله ی عجیبیه:|


۰ نظر ۲۷ آذر ۹۵ ، ۲۲:۲۲
Simulator

حس حالتو سر جلسه امتحان ریاضی مهندسی و پیشرفته یادت میاد

بعد امتحان مدار

احساس یاس و ناامیدی و فحش دادن و فحش دادن و فحش دادن از این همه گشادی:/

چرا نمیخونم؟

با اینکه علاقه دارم ولی نمیدونم چرا نمیشه خوند؟!

۰ نظر ۲۷ آذر ۹۵ ، ۰۵:۱۷
Simulator

هدف خیلی مهمه

نباید بزارم عوامل مختلف منو از هدفم دور کنه

باید هر روز در نوبتهای مختلف کتاب اثر مرکب رو بخونم

 

یه جایی یه متنی خوندم که میگفت بروید و به آنچه ایمان دارید عمل کنید

فرض کن مثلا بتونم محتوای کتاب اثر مرکب رو به صورت کامل توی زندگیم پیاده کنم.چه چیزی میشه:)

۰ نظر ۲۷ آذر ۹۵ ، ۰۵:۱۶
Simulator

الهی رضا برضائک صبرا علی بلائک تسلیما لامرک لامعبود سوائک یا غیاث المستغیثین 

مناجاتی خیلی زیبا از دکتر چمران که چند سال پیش با صدای خودشون شنیدم ولی هرچی میگردم پیداش نمیکنم:/

 

۰ نظر ۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۵:۱۹
Simulator

خسته ام

حالم از خودم بهم میخوره

از این همه تزویر و دورنگی

این همه فکرای بزرگ و آرزو های مختلف و زیاد و کون گشادی و.....

آرزوهایی که رسیدنی و شدنیه ولی نمیدونم چرا کم میارم؟؟

چرا بعد از یه مدت تلاش بیخیال میشم همه چی از یادم میرم

برا شخصیتم برنامه های مختلفی داشتم ولی دریغ از تغییر

متن زیر برام جالبه:

پدرم از آن دسته مردهای دهه ی قبل از انقلاب بود با رفتارها واخلاق خاص خودش

ساکت وکم حرف ، بامحبت و سخت کوش که چیزی برای خانواده کم نمیذاشت

‎خیلی به خانواده علاقه داشت

‎مادرم را فراوان دوست داشت

‎جلوی ما به او محبت میکرد

۰ نظر ۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۵:۱۹
Simulator