simulator

بیا قبول کنیم که آدمیم دیگه
قرار نبوده همیشه بهترین گزینه رو انتخاب کنیم و انجامش بدیم
توانایی یکسری از کارها رو نداریم
بیا ببخشیم خودمونو بخاطر کارهای اشتباهی که خبر نداشتیم قراره بخاطرش چند سال درگیر باشیم
کاش میشد این گره ذهنی رو باز کرد
مغز رو خاموش کرد و بدون ترس از آینده و تجربه های تلخ گذشته زندگی کرد
کاش میشد هدف از این خلقت مزخرف رو فهمید
قراره چیکار کنیم؟ میخوایم به چی برسیم
کاش دغدغه ی دنیای دیگه ای رو نداشتیم...این جا که داغونه...طبق قوانینی که میگن اونور داغون تره

و در نهایت متنفرم از احساسات...همه نوع حسی...حس خواب،حس شهوت،حس ایده آل طلبی
هم زندگی خیلی نکبت واره هم مردن...انگار اره کردن توی کونمون و نمیشه هیچ حرکتی کرد

۲ نظر ۲۱ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۲۰
Simulator
همیشه اول فکر میکردم بعد سعی میکردم انجام بدم
اول مینوشتم از هدف هام بعد سعی میکردم انجام بدم

نتیجه ای نداد....
حالا میخوام برعکسش کنم...اول یه کاری میکنم بعد در موردش مینویسم!
۰ نظر ۱۳ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۲۷
Simulator
رمضون تا اینجا که خیلی برکت داشته برا من
به حدی که میخوام بعد از رمضون هم روزه بگیرم!
۰ نظر ۰۵ خرداد ۹۷ ، ۰۵:۲۴
Simulator
این ترم درس سیستم عامل دارم
استاد گفت اگر دوست دارین میتونین بیاین ارائه بدین و نمره اضافی بگیرین.
روز 4شنبه قرار بود چهار نفر برن و روز 5شنبه چهار نفر دیگه
برا روز 4شنبه هیچکدوم آماده نبودن.
استاد با یکیشون خیلی تلخ صحبت کرد.با اینکه از نظر من بسیار دانشجوی مضخرفی هست!ولی بازم خیلی ناراحت شدم.
یکی رو هم استاد با اصرار برد که ارایه بده.اونم استرس گرفت و خراب کرد.
با اینکه رفتار استاد اصلا قشنگ نبود و دوست داشتم همونجا به هردوتاشون روحیه بدم ولی....
اولین بار بود که دیدم یکی از اساتید مرد جوان فرقی بین دختر و پسر نمیزاره!!!
یعنی معمولا استادای مرد جوون که بیشتر برا درسای علوم پایه و یا آزمایشگاه ها هستن فقط کافیه مونث باشی تا نمره بگیری ولی این بنده خدا اینحوری نبود و خوشم اومد!
۰ نظر ۰۵ خرداد ۹۷ ، ۰۵:۲۳
Simulator


امروز سر یه کلاسی داشتم میانترم میدادم.چون بخاطر مسایل تعلیق نرسیده بودم سر موعد امتحان بدم

یه دختری اومد پیش استاد و داشت اوضاعشو میگفت...اسفند ازدواج کرده بود و الان درگیر کارهای طلاق بود!!!

واقعا چرا؟!

۲ نظر ۳۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۹:۳۱
Simulator
چند ساعت پیش بود که ترامپ سخنرانی کرد و از برجام رفت بیرون  و گفت شدیدترین تحریم ها رو علیه ایران اعلام میکنه
خیلی تلخ بود برام
چقدر به خانواده ها فشار میاد بعد این گرونیا
چقدر تلخ تر میشه زندگی برای مردم این کشور
وقتی فکر میکنم کسایی مثل چمران و شریعتی و مطهری و بهشتی و هزاران جوان برای این انقلاب از جونشون گذشتن و حالا کارمون رسیده به اینجا خیلی غصه میخورم
ولی به هر حال به رحمت خدا امیدوارم
۰ نظر ۱۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۱:۰۳
Simulator

حکم صادر شد.یک ترم تعلیق خوخوردم

ثبت شود در خاطرهام!


۱ نظر ۱۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۳:۰۵
Simulator
نمیدونم فقط این مشکل منه یا بقیه هم دارنش!
تماما حس گناه میکنم.همش حس میکنم نباید اینطوری میشد
همش حس میکنم کم کاری کردم.قبل کنکور،بعد کنکور
داخل دانشگاه هم کمکاری کردم و هم گند زدم
توی نقطه ای هستم که اصلا دوست ندارم باشم
دوست دارم چند سال برگردم عقب ولی غیر ممکنه
الانم میخوام هر کاری کنم نمیتونم...حداقل دارم به خودم میقبولونم که نمیتونم
همین دید منفی میدونم که کار دستم داده ولی راهی هم براش ندارم
خلاصه ایام جالبی نیست
۰ نظر ۱۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۵۲
Simulator

روزهای به شدت عجیبی رو دارم پشت سر میزارم.

بخاطر یک موضوع مسخره کارم رسیده به کمیته انضباطی دانشگاه و یک هفته هست که حسابی دارن اذیت میکنن.

فکر میکنم فردا نتیجش مشخص میشه و امیدوارم تعلیق نخورم


با کتاب انسان در جستجوی معنا آشنا شدم و دنبالش هستم که بخرمش وبخونمش.فکر میکنم خیلی جالب باشه


۰ نظر ۱۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۲:۱۷
Simulator

تا به حال روایت یا داستانی شنیده اید که پیامبر یا حضرت علی کسی رو به زور مسلمان کرده باشن؟

هر جنگی که در زمان این دونفر صورت گرفته یا با حاکمانی بوده که مانع عرضه اسلام به مردمشون میشدن یا با کسانی که دشمنی میورزیدن با اسلام

خیلی مشتاقم اگر کسی داستان یا روایتی خونده که خشونت برای عرضه اسلام در اون مطرح شده رو تعریف کنه



۱ نظر ۳۰ فروردين ۹۷ ، ۱۵:۵۶
Simulator