simulator


احساسات آدم رو تلف میکنه

مخصوصا اگر ضعیف باشی

این روزا با یه واکنش منفی هم اتاقیا به هم میریزم.نمیدونم چرا اینقد دل نازک شدم

خدایا یه بار هم بزار برسیم.اینقد نرسیدن واسه چیه آخه؟!

۰ نظر ۲۱ مهر ۹۷ ، ۲۲:۲۱
Simulator
میدونستین سن فقط یه عدده؟؟
یعنی فقط یه عدد در مبنای ده!
اگه مبنای شمارشمونو عوض کنیم سنمون که عددی بیش نیست هم کم و زیاد میشه

و آیا به این دقت کرده بودین که پیغمبر هر کاری کرده از سن 40 به بعد بوده؟
تموم جنگ ها و ماجراها و آفرینش اسلام از سن چهل به بعد پیغمبر بوده!

نتیجه:حقیقتا هیچ وقت دیر نیست
۰ نظر ۱۴ مهر ۹۷ ، ۲۳:۵۱
Simulator

هر چه مرهم می گذارم بند می اید مگر؟

ای وطن خون تو از اروند می اید مگر؟

‎#اهواز ‎

۰ نظر ۰۱ مهر ۹۷ ، ۱۵:۰۷
Simulator

‏در میان کسانی که دنبال می کنند، شما کسانی باشید که می خوانید

۴ نظر ۳۱ شهریور ۹۷ ، ۲۲:۳۵
Simulator

باید بشینم ببینم چی میخوام

و کجای راه قرار گرفتم

#پابلو

۰ نظر ۲۷ شهریور ۹۷ ، ۰۳:۴۶
Simulator
حسرت به دلم موند که ای کاش آدم با ثباتی بودم
۰ نظر ۲۶ شهریور ۹۷ ، ۱۹:۵۹
Simulator
نا امیدی در هر شرایطی مضخرف ترین انتخاب هست
زندگی شاید خیلی پوچ و بی ارزش باشه ولی تنها چیزیه که داریم
بزرگترین سرمایه گذاری باید روی خودمون باشه نه خونه و ماشین و جنس و...
باید همه تلاش رو برای سلامت جسم و مهم تر از اون سلامت روان بکنم
یه ایده دارم که گنده هست و میشه انجامش داد ولیک به خون جگر!
احتمالا انجامش بدم

۰ نظر ۲۳ شهریور ۹۷ ، ۱۲:۰۴
Simulator
امشب داشتم با رییس شرکت صحبت میکردم وچقدر این آدم مثبت نگر و با روحیه خوب بود
برعکس خیلی ها
خیلی ایده های جالبی میداد
از ایده ها خیلی خوب استقبال میکرد
میگفت برو دنبال کاری که وقتی از سر کارت برمیگردی و میتونی در اوج خستگی انجامش بدی
میگفت سعی کن جزو بهترین هاش باشی اونوقت حتما درامد های خوبی هم کسب میکنی
امید داشت به زندگی
میگفت ازدواج و بچه پولشونو همراه خودشون میارن
حالا آدم محتاجی نیست که بگی مجبوره این حرفا رو بزنه..سرمایه حداقل دومیلیاردی داره الان
۰ نظر ۲۳ شهریور ۹۷ ، ۰۱:۵۰
Simulator
برام خیلی جالبه بدونم چطوری نژادهای مختلف بوجود اومدن
مثلا اولین انسان ها که همون آدم و حوا هستن توی یه نقطه ای بودن بعدش چجوری فرزندان و نسل اینها رفتن به قاره آمریکا و یا چین و یا استرالیا؟
چرا چهره هاشون عوض شده؟

۱ نظر ۱۸ شهریور ۹۷ ، ۰۱:۳۱
Simulator
به واسطه کار جدیدی که میرم دنبالش باید برم سر ساختمون
دیروز با یعقوب آشنا شدم.اتفاقا همشهریم بود...
جوون ساده و مهربان و کاری
یه جا که کار ما گیر کرده بود و ربطی هم به اون نداشت اومد کمک کرد و وقتی واقعا گیر کرده بودیم به رفیقم گفت جوش نزن...درست میشه و یه ترانه ای رو زمزمه کرد
خیلی برام جالب بود این روحیه...با تمام سختی ها و بدبختی هایی که داری اگه این طوری باشی خیلی مردی واقعا:)
۰ نظر ۱۶ شهریور ۹۷ ، ۱۲:۵۹
Simulator