simulator

از این به بعد احتمالا بیشتر بنویسم.خیلی بیشتر
ولی موضوعات زیادی رو شامل میشه و میدونم که احتمال زیاد جذاب نباشه
موضوعاتشو مشخص میکنم که روی مطالب بدرد نخور وقتتونو هدر ندین!
ولی یسری موضوعاتم هست که دوست دارم خونده بشه هرچند کم!
۰ نظر ۰۱ اسفند ۹۶ ، ۰۴:۲۶
Simulator
فکر کن ترم یک دانشگاهی با همین طرز تفکر
شک ندارم نمره اول دانشکده بودم!
شیطنت نمیکردم.رفیق ناباب اصلا.کلا دایره دوستان رو خیلی محدود میکردم.خیلی خیلی
خودمو غد میگرفتم و با هرکس صمیمی نمیشدم
حالا پنج ترم گذشته و ترم شیشم...خیلی از چیزی که میخوام فاصله دارم
ولی شدنیه...
فقط مشکل اینه که چی میخام؟هر کاری شدنیه ولی یکم انگیزه میخاد
کاش یکی بود میشد باهاش حرف بزنم.هر روز....فقط برا اینکه خالی کنم خودمو و یادم نره چی میخوام
۰ نظر ۰۱ اسفند ۹۶ ، ۱۸:۱۰
Simulator
میخوم تغییر رو شروع کنم
روزی یه برنامه برای خودم تعریف میکنم و سعی میکنم کدشو پیاده کنم و در طول زمان گسترششون بدم
زبونش فعلا مهم نیست و با هر زبونی که راحت تر بودم انجامش میدم
ببینم تا عید چقدر تغییر میکنم!
هر چند این برنامه رو قبلا هم پیاده کردم ولی فراموشش کردم
ایندفعه احتمالا فرق میکنه!
۰ نظر ۰۱ اسفند ۹۶ ، ۰۴:۵۶
Simulator


تا حالا بهانه های زیادی برای کار نکردن داشتم

با خودم میگفتم من بیست و دو سالمه و صفرم(در حالی که صفر نیستم) و دیگه دیره و کارکرد ذهنم پایین اومده و از این دست چرندیات

مثالای نقض زیادی هم دیده بودم ولی باز روال سابق بود

امشب هم اتاقیم ماجرای جالبی رو تعریف کرد

استاد درس عمومیشون اومده سر کلاس و ظاهرا سن زیادی هم داشته

گفته من سال 67 رییس بیمارستان روانی ها بودم.اونموقع هفده سال سابقه کار داشتم.یه روز یه جوون اومده اونجا استخدام شده و مدرک تحصیلاتی دانشگاهی داشته و بعد یه مدت بخاطر همین مدرک شده رییس بیمارستان و این بنده خدا شده معاونش

میگه سر یه موضوعاتی اختلاف نظر داشتیم که یه روز این جوون تحصیل کرده به این بنده خدا میگه شما به اندازه مدرکت نظر بده و حسابی میخوره توی پرش.استعفا میده از بیمارستان و میشینه میخونه و مدرک دیپلمو میگیره و کنکور میده و پرستاری تهران قبول میشه ولی انتقالی میگیره به شهرش و در کنار کار درسشم میخونه و بعد ارشد و دکترا مدیریت میخونه و میشه رییس خفن ترین بیمارستان شهر......

خلاصه الان میگه دوست دارم اون بنده خدا رو ببینم و پاهاشو ببوسم بخاطر حرفی که بهم زده

زندگی گاهی اوقات خیلی عجیب تغییر میکنه

۰ نظر ۰۱ اسفند ۹۶ ، ۰۴:۵۳
Simulator
یاد بگیرید که عاشق حل مشکلات باشید. هیچ مشکلی نباید دو بار حل شود
۰ نظر ۰۱ اسفند ۹۶ ، ۰۴:۲۳
Simulator
امروز ضبح ساعتای 00:30با ممد رفتیم دم در دانشگاه سیگار بگیریم.صاحب دکه خودش نبود و یه پسر نوجوون اونجا بود
باهاش سر صحبت رو باز کردیم و میگفت چندباری منو دیده.چوم جلو در دانشگاه آدامس میفروشه
از سن و سالش و وضعیت تحصیلش پرسیدم.گفت سیزده سالشه و درس نمیخونه
خواستم امید بدم بهش گفتم چه بهتر.هیچ چیزی رو از دست ندادی.هیچ خبری توی درس نیست ولی خیلی محزون گفت دوست داره بخونه
از کار و کاسبی و غیره هم پرسیدم.روزی ده تومن داشت و راضی بود.اسمش نصرالله بود

۰ نظر ۲۷ بهمن ۹۶ ، ۱۹:۱۵
Simulator


دوباره شروع با امید و انرژی

فارغ از گذشته

حالا خیلی گذشته داغونی هم نبوده ولی به هر حال راضی نیستم

خیلی آروم شروع میکنم بدون چشم داشت و توقعی

با بچه های اتاق قرار گذاشتم تا دوازده شب بمونم توی کتابخونه.یعنی تقریبا 16 ساعت!

مهم ترین مشکلی که توی ساعتای آینده برام بوجود میاد عدم تمرکز خواهد بود که باید براش یه راه حل پیدا کنم

۱ نظر ۱۲ دی ۹۶ ، ۰۸:۴۱
Simulator

یکی از فلسفه های اصلی پدرم این بود: اصلن اهمیتی ندارد که چقدر باهوش هستید باید نداشتن تجربه مهارت هوش یا توانایی های ذاتی را با تلاش زیاد و سخت کوشیتان جبران کنید.اگر رقیب شما باهوش تر با استعداد تر یا با تجربه تر است فقط لازم است سه یا چهار  برابر سخت کوش تر از او باشید تا بتوانید شکست اش دهید

۰ نظر ۲۵ آذر ۹۶ ، ۲۳:۵۱
Simulator


آیا شنیده اید که میگویند: آن که آهسته و پیوسته برود برنده میشود؟

آیا داستان لاک پشت و خرگوش را شنیده اید؟

خانوم ها آقایان! من مثل آن لاک پشت هستم.اگر به من وقت کافی دهید هر کسی را در هر زمانی و در هر رقابتی شکست میدهم.چرا؟

نه به این خاطر که بهترین یا باهوش ترین یا سریع ترین شخص هستم بلکه به این خاطر پیروز خواهم شد که عادت های مثبتی را در خودم پروزش داده ام و در به کار بستن آن عادت ها ثبات و پایداری دارم

۰ نظر ۲۵ آذر ۹۶ ، ۲۳:۴۲
Simulator
ادمی به امید زنده هست
هر چقدر شکست خوردم و عقب موندم رو میزارم کنار و به عنوان تجربه بهش نگاه میکنم و سعی میکنم به جلو حرکت کنم
روزی نهایتا سه صفحه از کتاب اثر مرکب رو میخونم و توی زندگیم پیاده میکنم و نتیجشو اینجا مینویسم
باید تمرکزم بره بالاتر و هدفام یادم نره
۰ نظر ۲۵ آذر ۹۶ ، ۰۵:۲۹
Simulator
نترس
هر برنامه ای داری بدون ترس از هیچ چیز  پیادش کن
قبل اینکه شروع کنی به یه کاری لازم نیست خودتو با نشدنی ها بترسونی
کارو انجام بده و نترس
از هیچ چیز
مطمین باش نتیجه میگیری
۱ نظر ۱۵ آذر ۹۶ ، ۰۹:۵۳
Simulator